«هواداران سرمایه اصلی باشگاه هستند.»
جملهای که بارها از زبان مدیران پرسپولیس شنیده شده؛ جملهای زیبا که روی کاغذ هیچ ایرادی ندارد. اما سؤال اینجاست؛ اگر هوادار واقعاً سرمایه اصلی باشگاه است، چرا در مهمترین تصمیمها، صدای همین سرمایه کمتر از همه شنیده میشود؟
طبیعی است که یک باشگاه حرفهای نمیتواند تمام تصمیمهایش را بر اساس نظر هواداران بگیرد. فوتبال با رأیگیری اداره نمیشود، اما بین «اجرا نکردن نظر هوادار» و «نادیده گرفتن او» تفاوت زیادی وجود دارد.
در انتخاب سرمربی، بخش زیادی از هواداران گزینه دیگری را ترجیح میدادند، اما در نهایت مهدی تارتار هدایت تیم را برعهده گرفت. شاید این انتخاب موفق شود، اما سؤال هوادار همچنان باقی است؛ چرا فاصله بین فضای هواداری و تصمیم نهایی باشگاه اینقدر زیاد است؟
این اتفاق در نقلوانتقالات هم دیده شده است. نامهایی مانند احمد نوراللهی و آریا یوسفی مطرح شدند و باعث امیدواری هواداران شدند، اما در نهایت بازیکنانی مانند پوریا پورعلی و مجید عیدی به تیم اضافه شدند. حالا هم نام علیرضا جهانبخش در شرایطی مطرح شده که بخشی از هواداران گزینههای دیگری را ترجیح میدهند.
بحث، توانایی فنی این بازیکنان نیست؛ بحث فاصله بین انتظاری است که ساخته میشود و تصمیمی است که در نهایت گرفته میشود. آنقدر این اتفاق تکرار شده که هوادار پرسپولیس یاد گرفته با هر خبر نقلوانتقالاتی، کمی صبر کند؛ چون گاهی آخرین نفری که از تصمیم نهایی باخبر میشود، همان کسی است که بیشترین حمایت را از تیم انجام میدهد.
بازگشت وحید امیری هم نمونه دیگری از همین تناقضهاست. بازیکنی که فصل گذشته با شعار جوانگرایی از تیم جدا شد و حالا در آستانه ۳۹ سالگی دوباره به پرسپولیس بازمیگردد. مسئله، ارزش و احترام امیری نیست؛ سؤال این است که اگر جوانگرایی سیاست باشگاه بود، چرا مسیر آن به این سرعت تغییر کرد؟
در کنار این مسائل، مدیریت فضای رسانهای هم اهمیت دارد. اخباری که از برخی صفحات و رسانههای احتمالا نزدیک به فضای باشگاه منتشر میشود، گاهی انتظاراتی میان هواداران ایجاد میکند که در نهایت نتیجه دیگری رقم میخورد. ادامه این روند، بدون شفافیت، فقط باعث کاهش اعتماد میشود.
هواداران پرسپولیس هرگز نخواستهاند مدیران مطابق میل آنها تصمیم بگیرند؛ فقط خواستهاند وقتی «سرمایه اصلی باشگاه» نامیده میشوند، صدایشان شنیده شود.
سرمایهای که قرار است ارزشمند باشد، نباید پشت درِ اتاق تصمیمگیری جا بماند.