تبلیغات

جاعلان مشغول کارند

دستاورد؟! دشواری نداریم!

از بحران‌‌ انرژی گرفته تا آلودگی محیط زیست، از شکاف‌های عمیق اجتماعی و سیاسی تا فروپاشی اخلاقی جامعه، از اقتصاد مریض و تورم فلج‌کننده تا پیامدهای جنگ و خسارات سنگین به صنعت و بازار، همه و همه انگار اصلا وجود ندارند! اینجا پشت سر هم واقعیات زیر فرش پنهان می‌شوند و توهماتِ دستاورد در ویترین قرار می‌گیرند. اینجا کلماتی چون باختن، شکست خوردن و سایر مشتقاتشان از فرهنگ لغت حذف شده و به جایش محصولات دستگاه دروغ‌پراکنی‌ بی‌وقفه پمپاژ می‌شوند.
قصه فوتبال هم از همین جنس است. تیم ملی از جام جهانی چهل‌وهشت تیمی حذف شده‌، میانگین سنی تیم بالاست، هیچ پشتوانه‌ قابل اتکایی هم ندارد، اما ماشین جعل، شبانه روز در حال تزریق مخدر به پیکر این جامعه بخت‌برگشته است. همچنان در پی هندسه کفش شجاع و بدن طارمی است تا بگوید میلیمترها ما را حذف کردند نه معضلات اساسی، نه مدیریت ضعیف و نه مربیان کاسب‌کار.
این آینه تمام‌نمای جریانی است که حکم می‌کند چه‌ها باید بزرگ جلوه کنند و چه‌ها پاک شوند. جریانی که هنوز لایی وحید امیری به پیکه را در تیزرهایش می‌گنجاند، پنالتی رونالدو به بیرانوند را با پس‌زمینه دماوند دیزالو می‌کند، خوشحالی بچه‌گانه عزت‌اللهی و کل تیم از گل آفساید را به نماد همدلی بدل کرده و فریادهای مصنوعی و گوش‌خراش گزارشگرش در قطر را به مخاطب حقنه می‌کند. جریانی که از سیگنالِ دزدی، میلیاردها تومان پول تبلیغات به جیب می‌زند و مفت‌بری را به معنای واقعی کلمه تعریف کرده، حالا از برنامه‌سازی دیگران هم دلخور شده! در برج عاج خود به تولید محتوای سیاسی-حماسی، ترویج نفرت و توهین به مردم و رسانه‌های دیگر مشغول است.
البته که انتظاری غیر از این هم نیست. اینجا رییس فدراسیون بعد از رسوایی ویلموتس‌گیت، به بهانه عارضه قلبی کنار می‌رود و پنج ماه مانده به جام جهانی ناگهان شفا می‌یابد! با کودتا روی کار می‌آید تا اسکوچیچ را بردارد و سومین جام جهانی را هم به سوگلی‌ پرتوقع و لوسش تقدیم کند. و در پاسخ می‌گوید: می‌خواستم از یک فاجعه جلوگیری کنم! آخر اینجا شش گل خوردن از انگلیس و باختن به آمریکا و دو تا توپ به میله زدن! دستاورد محسوب می‌شود. اینجا همین که از بلژیک گل نخوریم برای بیست سالمان کافی است و باید با تیتر اولین جام جهانی بدون باخت ارضا شویم. اینجا بخاطر صعود نکردن از راحت‌ترین قرعه تاریخ جام جهانی مراسم استقبال با تشویق وایکینگی برگزار می‌شود! اینجا اشکالی ندارد حتی اگر جزء تیم‌های سوم هم نباشی، همین که یک عکس از شلوغ‌بازی همیشگی جلوی دروازه‌ات به دنیا مخابره شود کافی است تا دروازه‌بانت را آنقدر باد کنی تا در بازی بعدی به شکلی مبتدیانه لایی بخورد. اینجا تاکتیک مهم نیست، همین که از نگاه کاپیتان تیم بلد باشی بُدویی، یعنی برنده‌ای. اینجا می‌توانی هشت تا پلن داشته باشی و حتی کلمه هیبریدی را هم بلد باشی، اما با مکافات از نیوزیلند رده هشتادوپنجم فیفا مساوی بگیری. اگر این‌ها دستاورد نیست، پس چیست؟!
فوتبالی که مطرح‌ترین تیم‌هایش دنبال استادیوم میگردند، بازیکنانش با تیتر روزنامه‌ها و پیج‌های هواداری قیمت می‌گیرند، حتی یک لژیونر در پنج لیگ معتبر اروپایی ندارد، تیم ملی‌اش مسن‌ترین تیم جام جهانی است و تنها چیزی که نصیبش شده چندین میم برای فضای مجازی است، رده‌های پایه‌اش سال‌هاست رنگ جام ندیده‌اند، المپیک از حافظه‌اش پاک شده و فساد سرتاسر کالبدش را فتح کرده، هیچ دستاوردی ندارد. البته اگر به آقایان بر‌نمیخورد!
آنچه امروز موفقیت را معنا می‌کند، برقراری یک روند رو به رشد است. بیش از آن که نتایج مهم باشند، توسعه پایدار اهمیت دارد که به وضوح نمودش را در فوتبال ژاپن می‌بینیم. فارغ از این که چه نتایجی کسب کرده، روند تولید بازیکن، تعداد لژیونرها در لیگ‌های معتبر، صعودهای بی‌دردسر و مداوم به جام جهانی و هدف‌گذاری بلندمدت، برای آن‌ها دستاورد محسوب می‌شود. اینجا اما همه چیز متفاوت است، حتی تعریف دستاورد!
قصه امروز دردناک‌تر از هر زمانی است. چرا که شکست، موفقیت نام گرفته و دیگر هیچ انگیزه‌ای برای اصلاح باقی نمانده. خطر واقعی، حذف از جام جهانی نیست، عادت کردن به دروغ است. وقتی به شکست‌ها مدال آویخته شود، دیر یا زود توان تشخیص پیروزی واقعی و دستاورد هم از دست خواهد رفت. ما با سیستمی مواجهیم که رسماً تصمیم گرفته از صفر تا صد مشکلات و معضلات را نبیند. تا نچسب‌ترین و متوقع‌ترین نسل فوتبال تاریخ، به جای شرمندگی و پذیرش نقص‌هایش، نماینده فدراسیون را بخاطر عدم واریزی پاداش از اتوبوس پیاده کند! و البته چرا نکند؟! مگر «دوشواری» دارد؟! نه، اتفاقا خیلی هم همه چیز عالیست!

اشتراک‌گذاری:
تبلیغات

دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *